تبليغاتX
زهیر
وقتی که ازادی حقیقت ندارد حقیقت هم ازاد نیست

 

کیستی که من
این‌گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
کلید خانه‌ام را
در دستت می‌گذارم
نان شادی‌هایم را
با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو
این‌چنین آرام
به خواب می‌روم؟
. . .
. . .
کیستی که من
این‌گونه
به جد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ می‌کنم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 16:58  توسط الهه | 

 

   میان آفتاب‌های همیشه
   زیبائی تو
   لنگری‌ست
    .  . .
    . .  .
   نگاهت

   شکست ستمگری‌ست
   . . .
   . . .
   و چشمانت با من گفتند
   که فردا
   روز دیگری‌ست
   . . .
   . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 16:57  توسط الهه | 
 

 

در تاریکی چشمانت را جستم
در تاریکی چشم‌هایت را یافتم
و شبم پرستاره شد.
. . .
. . .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 16:55  توسط الهه | 

5668138_dsm26keu_c_large

اندرین ره می تراش و می خراش 

تا دم آخــــــــــــــر دمی غافل مباش

مولانا 
 
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:49  توسط الهه | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:35  توسط الهه | 

 

هفت بار خویشتن را خوار یافتم :

نخست آن که دیدم به امید سرفرازی جامه خواری به تن کرده است.

دوم- آنگاه که دیدم در برابر راست قامتان جست و خیز می کند.

سوم آنگاه که او را در گزینش میان سخت و آسان آزاد گذاردند و او آسان را بر گزید.

چهارم آنگاه که گناهی انجام داد و سپس خود را دلداری داد که دیگران نیز همگی چون او گناه می کنند.

پنجم آنگاه که از سستی خویش رنجها دید و بردباری اش را نشان توانمندی اش شمرد.

ششم آن زمان که زشت چهره ای را خوار شمرد-حال آنکه چهره ی یکی از نقابهای خود او بود .

هفتم آن زمان که به ستایش زبان گشود و اندیشید که کار نیکویی انجام داده است.

 

                                                                                   صدای سخن عشق

                                                                                  جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 1:34  توسط الهه | 
 
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند***

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند



*آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند***

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند



*آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند*

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند



*آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند*

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند



*آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند*

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند



*آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند*

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند



*آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند*

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 13:42  توسط الهه | 

 

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.

 

کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

 

خورخه لوییس بورخس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 17:51  توسط الهه | 

 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

 دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...


و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند



دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 15:14  توسط الهه | 

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبار آلود و دور

يا خزاني خالي از فرياد و شور

خاك مي خواند مرا هر دم به خويش

مي رسند از ره كه در خاكم نهند

آه شايد عاشقانم نيمه شب

گل بر روي گور غمناكم نهند

بعد من ناگه به يكسو مي روند

پرده هاي تيره ي دنياي من

چشمهاي ناشناسي مي خزند

روي كاغذها و دفترهاي من

در اتاق كوچكم پا مي نهند

بعد من ،با ياد من بيگانه اي

در بر آئينه مي ماند بجاي

تار موئي ،ئ نقش دستي ، شانه اي

مي رهم از خويش و مي مانم زخويش

هر چه برجا مانده ويران مي شود

روح من چون بادبان قايقي

در افقها ، دور و پنهان مي شود

ديدگانم همچو دالانهاي تار

گونه هايم همچو مرمرهاي سرد

ناگهان خوابي مرا ربود

من تهي خواهم شد از فرياد درد

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد

روزي از اين تلخ و شيرين روزها

روز پوچي همچو روزان دگر

سايه اي ز امروزها ، ديروزها

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 1:30  توسط الهه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن , دین من است; دینی که پیروانش بسیار کم اند.

مردم همه زادگان روزند و پاسداران شب


در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد.



پیوندهای روزانه
سکوت مهتاب
فانوس شب
یک زرافه ی ایده آلیست
--->ليست برترين وبلاگهاي فعال در دنياي مجازي<----
نوراندیشان
..::::: دکتر شریعتی و مطالب روز مرتبط :::::..
...دیوانه شو ...
سلامممممممممممممممممممم
نیک اندیشان
یاس عاشق
همهمه ی سکوت
تنهایی و سکوت
باغ سبز عشق
ت مثل تنها ه مثل هیچکس
مترسک
هر چی میخواین
اتاق مشاوره
دلنوشته های یک پسر 17-18 ساله
ماه به خون نشسته
کویر
عشق تقویت زندگی
ورود به ساحل عشق
کلبه تنهایی
لیلی نام تمام دختران زمین است...
یاسر 19 ساله
۞بهترین مطالب و ترفندها۞
بازی جدید زندگی
یاشاسین آذربایجان
تهوع ذهن
همه دندانهای من
عاشق عشق
عاشق دل سوخته
★ ایمان ★ امید ★ عشق ★
رهبلاگ
خلوت دل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
پیوندها
سایت رسمی دکتر شریعتی
زندگی دکتر شریعتی
دکتر علی شریعتی در ویکی پدیا
البوم تصاویر دکتر شریعتی
کانون ارمان شریعتی
در شناخت شریعتی
دفتر پژوهشهای دکتر شریعتی
تالار گفتمان دکتر شریعتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ